از یک ایده خلاقانه تا یک حضور متفاوت در نمایشگاه
۲۵ سال زمان کمی نیست؛ یک ربع قرن زندگی لابهلای رنگها، خطوط و کادرها. وقتی امروز به عقب نگاه میکنم، میبینم این مسیر فقط یک رزومه کاری نیست، بلکه یک سفر طولانی و پر از قصههای عجیبه.
سفری که از طراحی یک کارت ویزیت ساده برای یه مغازه کوچیک تو استان ایلام شروع شد و قدمبهقدم رسید به خلق کاتالوگهای لوکس برند دندانپزشکی تورنتو کانادا. از اون روزایی که با ذوق و شوق، لوگوی یک کارگاه جمعوجور تو تهران رو اتود میزدم، تا اون لحظه پرعظمتی که طراحی جلد کتاب استاد محمود فرشچیان بزرگ به دستم سپرده شد.
داستان کار من، داستان تضادهای قشنگ و تجربههای متفاوته؛ از طراحی یه تراکت ساده برای یه مغازه تو دبی بگیر تا نشستن پای طراحی و صفحهآرایی کتاب هاشمی رفسنجانی. و یا طراحی برند بوک یه سازمان بزرگ. جغرافیای کارم هم پا به پای خودم بزرگ شد؛ از اون خونه ساده و صمیمی تو اسلامشهر، مرزها رو رد کردیم و طرحهامون رسید به عمان، آمریکا، هلند، آلمان، امارات و خیلی جاهای دیگه تو این کره خاکی.
این فقط داستان طراحی های گرافیکی نبود؛ داستان بزرگ شدن بود. ما از طراحی یک کارت ویزیت چند سانتیمتری شروع کردیم، بعد پوسترها و کاتالوگها را فتح کردیم و یک روز به خودمان آمدیم که داشتیم برای نمایشگاههای بینالمللی، غرفه سازی میکردیم که صدها متر مربع وسعت داشتند. ما یاد گرفتیم که چطور یک هویت بصری را از روی کاغذ بلند کنیم و به آن حجم، فضا و بُعد ببخشیم.
ما تو این مسیر یکشبه به اینجا نرسیدیم. به معنای واقعی کلمه «خاک خوردیم» تا قد کشیدیم. شببیداریها کشیدیم، با چالشِ هر پروژه جنگیدیم، یاد گرفتیم، تغییر کردیم و ذرهذره رشد کردیم. هر خطی که تو این ۲۵ سال کشیدم، تیکهای از روحم رو توش جا گذاشتم. حالا بعد از یک ربع قرن تجربه، میدونم که هنر و طراحی فقط خلق زیبایی نیست؛ بلکه لمس کردن همین مسیر سخت، همین خاک خوردنها و تبدیل شدن از یک نقطه کوچیک به یک دنیای بیمرزه.




